أبو علي سينا

مقدمه 12

رساله در حقيقت و كيفيت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات ( فارسى )

فارابى نظريه تشكيل عالم را بطريقى كه ارسطو بنياد نهاده بود پذيرفته است ، نهايت آنكه اين فيلسوف اسلامى در عداد كرات كره بطليموس را نيز منظور داشته و قائل به نه كره شده است ، اين سينا نيز مانند فارابى قائل به نه كره است . بعقيده ارسطو و فارابى اين كرات هميشه با يك حركت دورى و قديمى بدور زمين ميچرخند و چون حركت آنها قديمى است بنا برين علت حركت آنها را نمىتوان بدون فرض وجود يك محرك ساكن و قديم توجيه كرد . اين محرك ساكن يا خداوند ، علت اصلى و اولى حركت كرات مىباشد . نظريهء فيض پس از فارابى و ابن سينا در عالم اسلام رواج و شيوع پيدا كرد . ليكن بايد دانست كه مزدائيان و مانويان نيز افكار و عقايد مربوط بفيض و فرضيهء افلاك و نجوم را قبلا به نحوى بيان كرده بودند ، مخصوصا صابئين كه عالم ربوبيت را منتسب بستارگان دانسته ازينرو الوهيت در نظر آنان مبناى نجومى داشت « 1 » . بعقيده موسى بن ميمون ، صابئين را راجع بجهان و آفريننده آن دو عقيده بود : يكى عوامى و ديگرى فلسفى . طبق عقيدهء اولى آفتاب خداونديست كه سلطنت خود را بر بسيط زمين گسترده و بوسيلهء ستارگان كه عمال ارادهء آن هستند به تمشيت و تنظيم امور عالم ميپردازد . فلاسفهء صابئين ستارگان را واجد دو جنبه دانسته‌اند : نفس و جسم « 2 » راجع به خداوند معتقدند كه ذات بارى تعالى ، هم واحد و هم كثير است . واحد است از نظر ذات خود و كثير است از جهت

--> ( 1 ) - فهرست ابن النديم ، صفحه 324 . ( 2 ) - شهرستانى ، ملل و نحل ، ج 2 ، صفحه 204 . - موسى بن ميمون ، دليل الحايرين ، قسمت سوم ، فصل يازدهم ، ص 217 .